عقل و روح در آب و گل محبوسند
همچو هاروت و چو ماروت آن دو پاکبسته اند اینجا به چاه سهمناکعالَم سفلی و شهوانی درنداندر این چَه گشتهاند از جُرم بندسِحر و ضدّ سِحر را بیاختیارزاین دو آموزند نیک...
همچو هاروت و چو ماروت آن دو پاکبسته اند اینجا به چاه سهمناکعالَم سفلی و شهوانی درنداندر این چَه گشتهاند از جُرم بندسِحر و ضدّ سِحر را بیاختیارزاین دو آموزند نیک...
دیرست گالیا!در گوش من فسانه دلدادگی مخواندیگر ز من ترانه شوریدگی مخواهدیرست، گالیا! به ره افتاد کاروان.عشق من و تو؟...... آهاین هم حکایتی ستاما در این زمانه که درمانده ه...
ای خوشا دل کاندر او از عشق تو جانی بودشادمان جانی که او را چون تو جانانی بودخرم آن خانه که باشد چون تو مهمانی در اومُقبل آن کشور که او را چون تو سلطانی بودزنده چون باشد...
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده